خرید بک لینک

حال خوب ینی اینکه دارم لَه لَه می زنم که فردا شه و برم کتابای ارنست همینگوی رو همه رو بزنم زیر بغلم بیام خونه و غرق شم توشون

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت 1:8 توسط میسمی |

برچسب: کتاب,جونم,کتاب,جونم,دارم,میام, نویسنده: مانی بهرامی تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 14:20

قراره از فردای عید فطر برم هرروز باشگاه تا مهر سال بعد.هرروز.سه ماه هرروز.عصر ها یا شب ها هم هر روز یکط ساعت تا یک ساعت و نیم تردمیل.و این دو تا به همراه رژیم سالم و اندازه.قراره تابستونم رو کتاب بخونم و لاغر کنم.همین لاغر کردن کلی تمرکز میخواد.و اینکه کم نیست بیست و دوکیلو اضافه وزنه.خدایا کمکم کن...فعلا هدفم اینه.و بهد ازتموم شدن درسم ایشالا برم سرکار همراه با ورزشی که همیشه خواهم داشت.حساب کردم اگه هفته ای یه کیلو کم کنم کم کمش البته ها چون هم باشگاه هست هم تردمیل هم رژیم احتمالا بیشتر از یک کیلو در هفته باشه ولی حالا کلی بخوام بگم اگه تو سه ماه تابستون هفته ای یک کیلو کم کنم کلا تا آخر شهر

برچسب: نویسنده: مانی بهرامی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 8:56

همه دارن مسخرم میکنن میگن چاقی تپلی چرا رژیم نمیگیری چرا نمیری باشگاه چرا فلان چرا چی.راست میگن.من حدود یکساله که هیچ فعالیت خاصی نکردم و از هر فرصتی برای خوابیدن استفاده کردم و هر بهونه ای شده آوردم که هله هوله بخورم و نهار و شاممو زیاد بخورم و هیچ فعالیتی نکنم حتی یه پیاده روی ساده!تنها کاری که بعضی وقتا فقط بعضی وقتا میکردم جمع و جور کردن خونه بوده همین.گاهی از شدت خوردن به حد خفگی میرسم و نمیتونم دراز بکشم و باید نشسته بمونم تا معده ی بیچارم یکم خودشو جمع و جور کنه و تا حدی غذاها و هله هوله ها و فست فود ها و هر آت و آشغالی که خوردم رو هضم کنه تا بتونم دوباره بخوابم و بخوابم. خب اگه بخوام د

برچسب: زندگی,آغاز, نویسنده: مانی بهرامی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 8:56

فردا ینی 10تیر !##

فردا باشگاه رفتن من شروع میشه؟؟.......ورزش کردن من شروع میشه؟؟...زندگیم سر و سامون میگیره؟؟......هدف دار میشم ؟؟....به سمت هدفم حرکت میکنم؟؟تلاش میکنم؟ ..اینا همه جوابش با اراده و تصمیم واقعی من جواب داده میشه.

+ نوشته شده در جمعه نهم تیر ۱۳۹۶ساعت 22:47 توسط میسمی |

برچسب: فردا, نویسنده: مانی بهرامی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 8:56

پست قبلیم به حقیقت پیوست.خدایا شکرت.

برچسب: فاینلی, نویسنده: مانی بهرامی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 8:56

باید باشه که تلاش کنی واسش بهترین باشی

باید باشه که طعم لباش شارژت کنه

باید باشه تا دلبری کنی واسش با کلی خجالت

باید باشه تا صداش دلتو بلرزونه

باید باشه تا دل ببندی به آرامش دستاش.

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 18:44 توسط میسمی |

برچسب: کننده,ترین,تابستان,سالگی, نویسنده: مانی بهرامی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 8:56

مطالعه سایت رنگی رنگی رو شروع کردم.

کتابخونیم رو از سر گرفتم.

همین!فعلا همین!

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت 15:43 توسط میسمی |

برچسب: تغییرات, نویسنده: مانی بهرامی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 8:56

ای تو بارون سحر

خطاب به تویی که ندارمت:آمده بودی به خوابم.دستت را انداخته بودی به گردنم و یکجور امنی چسبانده بودی ام به خودت و وقتی برایم حرف میزدی ،خیلی خوب یادم هست که چقدر در نظرم دلبر بودی و چفدر میخواستم بیشتر در آن بازوان امنت بمانم.آنقدر که نفس هایمان یکی شود.اما حیف که خواب بود و من هیچ ندارمت!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 6:31 توسط میسمی |

برچسب: بارون, نویسنده: مانی بهرامی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 8:56

لب و لوچهمو درهم می کنم و صدارو بچگونه و لوس طور و میگم ببین انگشتام باریک نیستن و کشیده نیستن و ناخونام لاک روشون خوب سوار نمیشه؟!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 7:49 توسط میسمی |

برچسب: خیالبافی,خنده, نویسنده: مانی بهرامی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 8:56

صدای بارونی

من: آرامش میده بهم وقتی بسم الله های نمازتو بلند میگی و من میشنوم

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۶ساعت 5:53 توسط میسمی |

برچسب: صدای,بارونی, نویسنده: مانی بهرامی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 8:56

صفحه بندی